اولین وبلاگ طرفداران شهاب حسيني

شهاب حسینی باعث شد فکر کنم عباس بابایی پسر خودم است

شهاب حسینی باعث شد فکر کنم عباس بابایی پسر خودم است



مينا جعفر زاده بازیگر نقش مادر شهید بابایی در سریال شوق پرواز گفت: «شهيد بابايي فردي كنجكاو و در عين حال انعطاف پذير ومسئول بود. انساني كه هم وطن اش، هم دينش ، مسئوليت پذيري وخانواده همه در جاي خودش مورد توجه اش بوده است وقتي شخصيت او را مي شناسيم بي اختيار براي شهيد بابايي احترام بسياري قائل می شویم».

مينا جعفر زاده در گفتگوي اختصاصي با خبرنگار نويد شاهد در رابطه با چگونگي پذيرفتن وانتخاب نقش مادر شهيد بابايي اظهار داشت: «از قبل آقاي صمدي و گروه ايشان را مي شناختم و با آنها كار كرده بودم.وقتي با خانواده شهيد بايايي آشنا شدم مشتاق شدم كه اين نقش را بازي كنم».
وي افزود: «يكي از مسائلي كه براي من بسيار حائز اهميت بود و اين نقش را پذيرفتم، وجود مادر شهيد بابايي بود. عموما نقشهايي كه در سريال ها و فيلم ها ايفا مي كنيم حاصل خلاقيت نويسنده است و نمونه واقعي آن به طور مشخص وجود ندارد و يا مربوط به گذشته هاي دور است كه در آن زمان حضور نداشته ايم اما نقش مادر شهيد بابايي شخصيت حقيقي بود كه من توانستم با خود ايشان صحبت كنم و به نقش نزديك شودم و اين مساله برايم بسيار مهم بود و باعث شد كه اين نقش را بپذيرم».
اين بازيگر سينما و تلويزيون خاطر نشان كرد: «حضور خانواده شهيد بابايي در شناساندن شخصيت اين شهيد بزرگوار به بازيگران اين كار تاثير بسزايي داشت و ما با شناخت كامل ايفاي نقش كرديم. در ضمن مجموعه عوامل از جمله كارگردان و تهيه كننده مجموعه خوبي بود كه باعث شد در آرامش كامل كارمان را انجام دهيم».
وي درباره شهيد بابايي تاكيد كرد: «شهيد بابايي فردي كنجكاو، انعطاف پذير و مسئول بوده است.انساني كه هم وطن اش ، هم دينش ، مسئوليت پذيري وخانواده همه در جاي خودش مورد توجه اش بوده است. وقتي شخصيت او را مي شناسيم بي اختيار براي شهيد بابايي احترام بسياري قائل مي شويم و از جهاتي متاسف مي شويم كه نبودش در زمان كنوني بسيار احساس مي شود».
مينا جعفر زاده در ادامه تاكيد كرد: «حضور شهاب حسيني در نقش شهيد بابايي يكي از نقاط قوت اين سريال است. وي بسيار خوب شخصيت شهيد بابايي را درك كرده بود و با احساس اين نقش را ايفا كرد به گونه اي كه از چشمهايش عمق محبت به مادر احساس مي شد و اين بازي خوب شهاب حسيني باعث شد ارتباط اين مادر و فرزند به زيبايي به تصوير كشيده شود. وقتي صحنه خدا حافظي شهيد بابايي از مادرش را براي رفتن به امريكا در فرودگاه ضبط مي كرديم، احساس مي كردم واقعا پسرم دارد از من جدا مي شود. مادر شهيد بابايي و پسرش بسيار به همديگر علاقه مند بوده اند و بازي خوب شهاب حسيني باعث مي شد كه من نيز واقعا احساس كنم كه او صد در صد پسر من است و اين عشق مادر به فرزند و نگراني اين مادر را واقعا احساس كنم و در نقش ام ايفا كنم بازي خوب شهاب حسيني خستگي را از تن من بيرون مي كرد».
وي درباره خاطرات خود از سريال شوق پرواز گفت: «وقتي سريال شوق پرواز را كار مي كردم، يك كار سينمايي به نام كيفر نيز با آقاي حسن فتحي انجام مي دادم و دو سه روز اين دو كار با هم ادغام شده بود و من مستقيم از قزوين مي آمدم و دو باره سر فيلم برداري فيلم كيفر مي رفتم. واقعا دو سه روز بي خوابي كامل كشيدم و در نهایت مریض شدم».

مينا جعفر زاده در رابطه با بازخود مخاطبان در رابطه با سريال شوق پرواز گفت: «سريال شوق پرواز زمان مناسبي پخش نمي شود. روز جمعه و ساعت ده شب زمان مناسبي نيست چون هم روز تعطيل است و هم بسيار دير وقت پخش مي شود. چند ماه قبل سريال نابرده رنج كه آن هم در ژانر دفاع مقدس بود به دليل زمان بهتر پخش بيشتر مورداستقبال مردم قرار گرفت اما اميدوارم سريال شوق پرواز نيز مورد استقبال عمومي مردم قرا گيرد تا گروه سازنده اين اثر نيز مزد زحمات خود را بگيرند».

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 22:3  توسط مهبان  | 

شهاب حسینی: از نور شهید بابایی بر من هم تابید

شهاب حسینی: از نور شهید بابایی بر من هم تابید

خبرگزاری فارس: بازیگر نقش «شهید بابایی» در سریال «شوق پرواز» ضمن تکذیب خبر خداحافظیش از دنیای بازیگری گفت: این سریال عینیت بخشیدن به مرام و تفکر این شهید بزرگوار است، از نور شهید بابایی بر من هم تابید و ایفای نقش ایشان نقطه عطف کارنامه هنری من است.


خبرگزاری فارس: شهاب حسینی: از نور شهید بابایی بر من هم تابید

«شهاب حسینی» بازیگر نقش «شهید بابایی» در مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز» به کارگردانی «یدالله صمدی» که جمعه شب‌ها از شبکه یک سیما پخش می‌شود، درباره حضورش در این سریال تلویزیونی در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس گفت: اول در واقع به تصور اینکه این سریال نیز در راستای سریال‌های اصطلاحاَ سفارشی‌ساز تلویزیون است، و چون آنها هیچ وقت نتیجه شاخص و بارزی ندارند،حضور در این سریال را قبول نکردم و گفتم که از عهده‌اش برنمی‌آیم. چون فکر می‌کردم که ساخت این سریال در راستای آن نوع تفکر سریال‌سازی سفارشی است.

**نظر خانواده محترم شهید بابایی مبنی بر این بود که نقش ایشان به بنده محول شود

وی افزود: اما بعد توصیه شد که کمی درباره‌ شهید بابایی مطالعه کنم و با زندگی ایشان بیشتر آشنا شوم. همیشه در اعماق قلبم برای شهدا و برای کسانی که ارزشمندترین چیزی که داشتند را در راه هدف‌شان در دفاع این سرزمین فدا کرده‌اند، احترام ویژه‌ای قائلم. این برای هیچ کس جای شک و شبه ندارد که چنین افرادی ارزش بالایی دارند و احترامشان بر همه ما واجب است. به همین دلیل دوست داشتم که خدمتی برای این افراد انجام بدهم ولی چون تصور می‌کردم ممکن است تفکر خیلی اصولی در ساخت سریال وجود نداشته باشد، اول نپذیرفتم.
حسینی تصریح کرد: اما بعد اعلام کردند که دیدگاه متفاوتی در ساخت سریال داریم. به خصوص برای شهید بابایی. مقداری هم که با زندگی ایشان آشنا شدم از مرام و شخصیتی که داشتند، خیلی خوشم آمد و احساس قرابت روحی با ایشان کردم و از همه مهم‌تر این که عمده‌ترین دلیلش تصمیم خانواده محترم شهید بابایی مبنی بر این بود که این رل به بنده محول شود و مورد تاکیدشان نیز بوده است. این مرحله که رسید، دیگر نتوانستم نه بگویم و الان هم خیلی احساس خوبی دارم و احساس می‌کنم که ایفای نقش شهید بابایی یکی از نقاط عطف کارنامه‌‌ام است. بسیار هم برایم کار پر برکت و دلنشینی بوده است چون از نور شهید بابایی به خانه و زندگی من هم تابید.

**سریال شوق پرواز عینیت بخشیدن به مرام، تفکر و حضور شهید بابایی است

شهاب حسینی در ادامه گفت‌وگو با فارس در پاسخ به این سوال که چرا شما در این سریال گریم ویژه و خاصی برای شبیه شدن به شهید بابایی ندارید؟ اظهار داشت: قرار بر شبیه سازی نبود. ما درباره یک شخصیت معاصر کار می‌کردیم که خیلی هم زمان زیادی از تاریخ شهادت ایشان نمی‌گذرد. به همین خاطر مستندات خیلی قابل لمسی از ایشان وجود دارد و بنا بر این شد که من فقط ایفاگر نقش ایشان باشم تا اینکه بخواهم از لحاظ گریمی به ایشان شبیه بشوم و در حقیقت این سریال عینیت بخشیدن به مرام، تفکر و حضور این شهید بزرگوار است.
بازیگر نقش شید بابایی درباره آنچه که ساخته شده و پخش شده نیز گفت: تا به حال آنچه پخش شده، رضایت‌بخش است و در مسیر درستی حرکت می‌کند. ساختار جذابی دارد و برای اولین بار ما از دل یک قصه عاطفی وارد شناخت یک شهید دفاع مقدس می‌شویم که خودش دارای یک نوآوری است. بخصوص اینکه هدف این نوع سریال‌سازی ارتباط برقرار کردن با نسل جوانی است که خیلی‌های آنها نیز بعد از دوران جنگ به دنیا آمده‌اند و تصویری نسبت به دوران جنگ ندارند.
وی ادامه داد:این تصویرسازی‌ها در حقیقت تاریخ‌سازی است. ما تلاشمان حفظ واقعیت‌های انسانی بوده است. در واقع اول قصه انسانی را مطرح کرده‌ایم که انگار خداوند او را می‌طلبد و به شهادت می‌رسد. اول متمرکز بر تعریف کردن قصه یک شهید نشدیم که وجوه معمول و ملموس زندگیش را بخواهد تحت‌الشعاع قرار بدهد. سریال به نحوی ساخته شده که نمونه بارز آن همه جا هست و همه هم بتواند این ارتباط را برقرار کنند و هرکسی نگاه می‌کند بتواند بین اقوام و خویشان و اطرافیانش کسی را شبیه به شهید بابایی پیدا کند.

**قربان صفای شهید بابایی

بازیگر نقش شهید بابایی ادامه داد: از همه مهم‌تر این که به قول معروف قربان صفای خودش. ایشان خیلی با صفا، بزرگوار و دوست داشتنی بوده و من از اینکه این جسم حقیرم لیاقت این را پیدا کرد که عنوان‌دار شخصیت سریالی ایشان باشد و به نوعی اسمشان را حدود دو سال در یک فضای مجازی یدک می‌کشیدم برایم جذاب بود.
 
**انتشار خبر خداحافظیم از دنیای بازیگری جو سازی مطبوعاتی بود

به گزارش فارس، حسینی در بخش دیگری از سخنانش درباره انتشار اخباری راجع به خداحافظی او از دنیای بازیگری نیز گفت: من چنین چیزی را گفته بودم ولی به این شکل که بعد از اتمام پروژه سرزمین کهن به کارگردانی آقای تبریزی، قصد دارم حدود سه الی چهار سالی به تجدید قوا، مطالعه و تحقیق بپردازم و شاید هم عرصه فیلمسازی را تجربه کنم. احساس می‌کنم که به چنین چیزی احتیاج دارم دیگر تا بعدش خدا چه بخواهد.
وی تصریح کرد: در واقع متاسفانه انتشار خبر خداحافظی من از بازیگری جو سازی مطبوعاتی بود. من خیلی ساده گفته بودم که به مرخصی چهار، پنج ساله نیاز دارم برای پیدا کردن خودم. صحبت از خداحافظی نبود. با این حال تا به حال خواست یار بوده و از این به بعد هم همین‌طور.
شهاب حسینی گفت: هرچه قصد خداوند باشد، همان است، الان خسته هستم ولی همیشه صحبتم یک وقفه بوده تا یک خداحافظی.

----------------------------------------
گفت‌وگو از: مریم فیروزفر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1390ساعت 13:9  توسط مهبان 

گزيده اي از گفتگو جديد شهاب حسيني با نسل امروز

شهاب حسینی : از شوخی کیانیان رنجیدم    


شهاب حسینی که این روزها مجموعه تلویزیونی "شوق پرواز" را روی آنتن سیما دارد گفت‌وگویی خواندنی با نسل امروز داشته که در آن از خوب و بد و زشتی‌های زندگی و هنر صحبت کرده است. گفت‌وگویی که بیانگر این شاخصه است که وی بازیگری است که نه تنها هنر هفتم بلکه بیش از آن هنر انسان بودن و موفق بودن را فهمیده است. بخش‌هایی برگزیده از این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید

 

از شوخی کیانیان رنجیدم


دلم می‌خواست آن شب(جشن خانه سینما) جایزه را از طرف خودم و آقای رضا کیانیان به آقای تبریزی تقدیم می‌کردم به دلیل این‌که تصحیح بکنم جماعت بازیگر با احترام به آقای تبریزی نگاه می‌کنند؛ در حقیقت از شوخی نابهنگامی که در مراسم بزرگداشت آقای تبریزی از طرف آقای کیانیان اتفاق افتاد در ابتدا خیلی متعجب شدم و بعد از آن هم خیلی رنجیدم، شاید به این دلیل که یک سال در کنار آقای تبریزی کار کردم. اگر این شناخت را نداشتم شاید کمتر ناراحت می‌شدم.

نه گفتن به پیشنهادات باندبازی‌ها و ....


خوشبختانه از زمانی که چاغاله‌های درخت کاری من درآمد همیشه یکسری پیشنهادات بوده، یک سری پیشنهادات هم به من شده که بروم داخل فهرست یکسری آدم‌های خاص و باندبازی‌ها و یک سری مسائل که من قبولش ندارم.

این "من" لعنتی را باید حذف کرد


در معادلات من چی دوست دارم چی دوست ندارم را باید حذف کرد. مثل این است که یک مهمان به خانه من می‎آید، من نباید فکر کنم چی دوست دارم به او تعارف کنم، باید فکر کنم مهمانم چه چیزی دوست دارد. من نمی‌توانم بروم با اصغر فرهادی کار کنم و بگویم من فلان نقش را دوست دارم. این "من" لعنتی را باید حذف کرد. بازیگری هیچ چیزی جز یک رسانا نیست. چون مبدا جای دیگر است ماخذ جای دیگر است و مقصد هم جای دیگر است. من این وسط یک سیم منتقل کننده هستم.

دادگاه خانواده و ماجرای تولید "جدایی نادر از سیمین"


ما و اصغر فرهادی در تمام مدت پیش تولید "جدایی نادر از سیمین" یک بار هم از جشنواره فجر صحبت نکردیم. یک بار از جشن خانه سینما که این فیلم قرار است به کجا رود حرف نزدیم. در مخیله‌مان نمی‌گنجید اکران جهانی اصلا در ذهن ما نبود. اصغر فرهادی نیامد بگوید می‌خواهم یک فیلمی بسازم که رکورد خودم را بزنم. یک ویدیو پروجکشن برای ما از یک دادگاه خانواده‌ای پخش کرد گفت بیایید ببینید مردم چه مشکلاتی دارند ضمن این‌که دیدن این صحنه‌ها یک چیزهایی را به آدم می‌دهد. ما وقتی آن پروجکشن را دیدیم غصه خوردیم، حالمان بد شد. از خودمان هم رنجیدیم. پیش خودم فکر کردم مردم چطوری زندگی می‌کنند و ما می‌آییم هزار تا اشکال از زندگی‌مان می‌گیریم، غصه مردم را خوردیم حالمان برایشان بد شد و تصمیم گرفتیم گوشه‌ای از این گرفتاری‌هایشان را که خیلی‌هایش خودخواسته نیست و محصول جامعه است نشان بدهیم.

نادیدنی‌هایی که باید برای خودم محفوظ بماند


یک نفر به من گفت آقای حسینی می‌خواهم شما را ببینم، گفتم امرتان چیست؟ گفت همینطوری می‌خواهم همدیگر را ببینیم؟! در جواب گفتم تمام دیدنی‌های من در سینما و تلویزیون عرضه می‌شود. تمام آن چیزی که آنجا نیست نادیدنی‌هایی است که باید برای خودم محفوظ بماند.

در کافه قهوه و بستنی سرو می‌شود نه شهاب حسینی


بعد از تاسیس "کافه هنر" خیلی‌ها به من گفتند چرا خودت در کافه نیستی؟ آخه من که سیرک باز نکردم که خودم را به نمایش بگذارم. در کافه قهوه و بستنی سرو می‌شود نه شهاب حسینی. من کافه را احداث نکردم که خودم را به نمایش بگذارم. خدا شاهد است اگر لازم نبود که در جشن‌های سینما شرکت کنم، به هیچ وجه حاضر نبودم در این مراسم شرکت کنم، دوست ندارم در فضاهای عمومی و این جور مراسم شرکت کنم. ترجیح می‌دهم ارتباطم با مردم در طی روال زندگی عادی و در فضاهای عمومی مثل صف نانوایی، پمپ بنزین یا جلوی تعمیرگاه باشد. دلم می‌خواهد ارتباطم با مردم در دل زندگی باشد، دلم می‌خواهد این تلقی برای مردم شکل بگیرد که ببین شهاب حسینی هم ماشینش خراب شده و دارد تا تعمیرگاه هلش می‌دهد...

خیریه، فضای فردی خودم و بدون شوآف


 خیریه اسمش روی خودش است. آنجا هم یکسری مسائل جانبی وجود دارد که گاهی من را از رفتن به آن مراسم دلسرد می‌کند. دلم می‌خواهد اگر کاری هم انجام می‌دهم در آن فضای فردی خودم و بدون شوآف باشد.

در "شوق پرواز" زمین زیر پای ما زمین سفتی نبود


به خاطر حساسیت نقش که بازی می‌کردم نتوانستم کنار بایستم. خوبی ماجرا هم این بود که از ابتدا به تهیه‌کننده گفتم که من با آچار و پیچ گوشتی می‌آیم سرکار. یک سازه وجود دارد که من می‌آیم قطعات را کنار هم قرار می‌دهم. ون عباس بابایی شخصیتی معاصر است و هچ چیز مهم‌تر از نشان دادن زوایای شخصیتی‌اش نیست.ما تمام تلاش خودمان را کردیم ولی متاسفانه زمین زیر پای ما زمین سفتی نبود، سستی آن دلایل متعددی داشت، همین الان که سریال در حال پخش است تازه عده‌ای بیدار شدند و می‌خواهند هر دقیقه مراسم تقدیر و تشکر از عوامل به جا بیاورند. ما الان دیگر به تقدیر و تشکر نیازی نداریم. ما وظیفه‌مان را انجام دادیم. آن زمانی که به حمایت‌های ساختاری نیاز داشتیم کجا بودید؟ من واقعا یک روزی آنقدر از این کم توجهی‌ها عصبانی شدم که گفتم ای کاش ما این بودجه را بر می‌داشتیم و دو تا مدرسه یا بیمارستان مجهز به نام شهید بابایی می‌ساختیم و این طوری مطمئن می‌شدیم که حق مطلب را ادا کردیم، اما ناامید نشدیم و سعی خودمان را در حد بضاعت‌های موجود انجام دادیم. باید زمان داد تا قضاوت کنند.

شکیبایی خودش را آخر همه می‌دید


مرحوم شکیبایی متفاوت با زمان معاصر خودش بود. آن زمانی که همه دنبال این بودند که برای خودشان کسی شوند، شکیبایی خودش را آخر همه می‌دید و قبول داشت و بدبختی ما همین است. الان جامعه بنده شهاب حسینی را هنوز قبول نکرده من خودم را قبول دارم. در حالی که آخرین نفری که باید باورش شود کی هستی خودت باید باشی. قبل از آن مردم باید بدانند تو کی هستی و کی نیستی.

 

اول از همه متعلق به خانواده‌ام بعد به جامعه


من همیشه از مردم خواستم شرایط من را درک کنند، به شرایط احترام بگذارند که مجبور نشوم مرتبا شماره تلفنم را عوض کنم. چه کسی می‌گوید هنرمند متعلق به مردم است؟ این چه اصطلاح غلطی است؟ چه کسی می‌گوید به خاطر این اصطلاح هر جور که با تو برخورد شود را باید تحمل کنی؟ من روی این حس مالکیت یک خط بطلان می‌کشم و معتقدم اول از همه متعلق به زندگی خودم و خانواده‌ام هستم بعد به جامعه. همین طور به خانواده‌ام هم می‌گویم من یکسری مسئولیت‌های اجتماعی بر عهده دارم که چه دلتان بخواهد و چه نخواهد باید انجام شود.

عاشق مرام و شخصیت‌های همین دو بزرگوار هستم که اسمهایشان را روی بچه‌هایم گذاشتم


پسر دوم من 40 روز است متولد شده، اسم پسر بزرگم محمد امین است و 7 سال و نیمش است و پسر دومم امیرعلی است. من عاشق مرام و شخصیت‌های همین دو بزرگوار هستم که اسمهایشان را روی بچه‌هایم گذاشتم. پیامبر(ص) را دوست دارم نه این دلیل که پیامبر بوده، به این دلیل که 40 سال قبل از این‌که خودش هم بداند پیامبر است فردی امین و دوست داشتنی بوده،  وگرنه اسم پسرم را می‌گذاشتم رسول. علی(ع) را هم چه کسی هست که دوست نداشته باشد. ای کاش مرجع همه تصمیم‌گیری‌های عالم، مرجع همه بینش‌ها و نگرش‌ها می‌شد نهج‌البلاغه، از بابت ارادت‌های مذهبی آن نمی‌گویم، این کتاب واقعا یک شاهکار ادبی محسوب می‌شود. یک راهگشاست. جالب اینجاست که تولد پسر اولم روز تولد خودم است و تولد پسر دومم هم در سالگرد ازدواج ما.

تعجب می‌کنم از کسانی که سگشان را با عشق بغل می‌کنند


من تعجب می‌کنم چطور یک عده سگ و گربه نگهداری می‌کنند که به مراتب نگهداری‌اش سخت‌تر از نگهداری یک بچه است و در نهایت فقط آنها سگ و گربه‌اند و قرار نیست یک روزی به ثمر برسند. من تعجب می‌کنم از کسانی که سگشان را با عشق بغل می‌کنند. بعید می‌دانم لذت آغوشی آرام‌بخش‌تر از لذت آغوش گرفتن بچه خودم باشد. آنقدر این ارتباط که اتفاق می‌افتد پاک و معصوم است احساس می‌کنم این بچه‌دار شدن برای نیاز خودم بوده، چون حضور یک بچه معصوم در خانه شاید باعث شود خیلی از اتمسفرهای بد دفع شود.

آرزویم ایجاد مرکز آموزش و آفرینش‌های هنری است

                                

قلبم به درد آمد وقتی در روزنامه‌ها دیدم جسد یک نوزاد در یک سطل زباله مکانیزه پیدا شده، چطور می‎شود یک شخص فرزندی را به دنیا بیاورد و ببرد بیندازدش داخل جوی آب؟ یا تعجب می‌کنم از کودک آزاری‌هایی که به گوشم می‌رسد. چطور می‌شود روی تن بچه‌ات سیگار خاموش کنی؟ بچه‌دار شدن یک مسئله شخصی نیست، به نظر من بچه‌دار شدن یک نگاه به آدم می‌دهد. من از وقتی پدر شده‌ام حس دلسوزی به بچه‌های دیگر پیدا کرده‌ام یا قلبم با آنها می‌تپد. در حال حاضر حمایت از بچه‌های بی‌سرپرست برایم معنا پیدا کرده، تا وقتی بچه نداشتم نمی‌فهمیدم پدر بودن یعنی چه. به همین خاطر یکی از آرزوهایم که در همین روزها به انجام می‌رسانمش ایجاد یک مرکز آموزش و آفرینش‌های هنری است که حداقل 2 الی 3 روز در هفته کار آن، تحت پوشش قرار دادن آموزش‌های هنری برای بچه‌های بی‌سرپرست و کم بضاعت است. اگر پدر نبودم شاید هیچوقت به چنین مسئله‌ای فکر نمی‌کردم.

 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 0:9  توسط مهبان 

گفتگوي 3 ساعته با شهاب حسيني در شماره جديد مجله نسل امروز

گفتگوي 3 ساعته  با شهاب حسيني در شماره جديد مجله نسل امروز

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 16:39  توسط مهبان 

گفتگو با شهاب حسینی در ویژه نامه مجله فیلم

گفتگو با شهاب حسینی در ویژه نامه مجله فیلم




+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 13:15  توسط مهبان 

شهاب حسینی: پس سهم خود شهید بابایی چه می​شود؟

شهاب حسینی: پس سهم خود شهید بابایی چه می​شود؟ / قسمت به قسمت با پشت صحنه «شوق پرواز»
فرهنگ > تلویزیون  - سریال «شوق پرواز» که زندگی شهید بابایی را به تصویر کشیده مثل سایر آثار سینمایی و تلویزیونی پشت صحنه​های جذابی دارد که از دید دوربین پنهان است.

 هنگام ساخت یک فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی اتفاقات جالب زیادی رخ می‌دهد که از دید دوربین‌ها پنهان می‌ماند و بازگویی آنها گاهی لذت دیدن فیلم یا سریال را دو چندان می‌کند. سریال «شوق پرواز» به کارگردانی «یدالله صمدی» هم یکی از سریال‌هایی است که با توجه به مدت زمان چند ساله ای که صرف ساخت آن شده، نکات حاشیه‌ای و جذابی دارد. از این هفته می‌توانید حاشیه‌های ساخت این سریال را در خبر آنلاین بخوانید.

مهری توکلیان: سریال «شوق پرواز» اولین سریال زندگینامه​ای تلویزیون نیست. پیش از این سریال هایی همچون: استاد شهریار، روزگار قریب، آشیانه سیمرغ ( با موضوع زندگی شیخ بهایی) و... پیش از سریال شوق پرواز در تلویزیون ایران ساخته شده و هر یک زندگی یکی از شخصیت​های علمی، فرهنگی و هنری را که می​تواند الگوی نسل امروز باشد، دستمایه کار خود قرار داده​اند. در اغلب این سریال​ها روایت داستان از همان کودکی این شخصیت​ها آغاز و به صورت خطی تا پایان داستان ادامه می​یافت اما در طراحی صورت گرفته برای سریال «شوق پرواز»، مخاطب در ابتدای قسمت اول وارد دوران کودکی شهید بابایی نشد و با شخصیتی به نام «لیلی» مواجه شد که حالا در قسمت دوم متوجه شده​ایم که در حال نگارش کتابی درخصوص زندگی شهید بابایی است. این شخصیت به همراه همسرش سعید که نقش او را «کورش تهامی» ایفاء می​کند، تا پایان سریال همراه مخاطب هستند که این شیوه روایت باعث می​شود تا شوق پرواز از ساختار تکراری استفاده شده توسط سریال های دیگر دور شود.

از قسمت دوم به بعد دوربین با نمایش صحنه​های ضبط شده توسط لیلی از منزل مسکونی شهید بابایی وارد فضای اصلی داستان می​شود. در اولین سکانسی که از خانه شهید بابایی می​بینیم، «مینا جعفر زاده» در نقش مادر عباس بابایی دیده می​شود که مخاطب را به خانه شهید بابایی راهنمایی می​کند. شاید برای بسیاری از مخاطبان این سوال پیش بیاید که چرا با وجود اینکه نقش این شخصیت را «شهاب حسینی» ایفاء کرده، در تمامی صحنه​های این بخش به جای عکس​های این بازیگر، تصاویر واقعی عباس بابایی دیده می​شود؟! عکس​هایی در پای هواپیما، عکس​هایی با همسر و فرزندش، عکس​هایی در لباس خلبانی و ...

نکته جالب توجه این که برای به تصویر کشیدن این صحنه قرار بود تصاویری از شهاب حسینی گرفته و به شکل عکس​های شهید بابایی ساخته و در بخش​های مورد نظر نصب شود. صمدی در مقام کارگردان گفت و گویی​هایی هم با طراح صحنه داشت، اما در نهایت این ایده به دلش نچسبید و با آن موافقتی نکرد تا این که روزی با اظهار نظر شهاب حسینی این مشکل حل شد. او وقتی از ایده گروه برای به تصویر کشیدن این صحنه با خبر شد، گفت: « در این سریال نقش کودکی عباس بابایی را که فرد دیگری بازی می​کند، من هم که قرار است نقش بزرگسالی او را ایفاء کنم، پس سهم خود شهید بابایی این وسط چه می​شود؟»

صمدی هم او را به سرعت بوسید و گفت:« از این دغدغه خلاصم کردی»

اینگونه بود که در این بخش از کار تصاویر واقعی عباس بابایی استفاده شد تا این بخش از کار ساختگی نباشد و حق مطلب ادا شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 13:12  توسط مهبان 

انونس شوق پرواز+ نامزدهای جشن خانه سینما + گفتگوی هفت صبح با شهاب حسینی

انونس مجموعه تلویزیونی شوق پرواز  ( با سپاس فراوان از دوست نازنین هدیه )


                                                                       لینک دانلود




شهاب حسینی : ما نقطه سر خطیم !




نامزدهای بخش فیلم‌های سینمایی جشن سینما اعلام شد

اسامی نامزدهای دریافت تندیس شایستگی پانزدهمین جشن سینمای ایران اعلام شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، پس از 34 روز داوری فشرده و تماشای هشتاد و هشت فیلم بلند داستانی توسط 58 نفر داور تخصصی، نامزدهای دریافت تندیس شایستگی سینمای ایران به شرح زیر معرفی شدند:
 
* نامزدهای بهترین فیلم
 
علی سرتیپی برای فیلم "ورود اقایان ممنوع"
سعید سعدی برای فیلم "اینجا بدون من"
همایون اسعدیان برای فیلم "سعادت‌آباد"
اصغر فرهادی برای فیلم "جدایی نادر از سیمین"
رضا میر کریمی برای فیلم "یه حبه قند"
 
*نامزدهای بهترین کارگردانی
 
بهرام توکلی برای فیلم "اینجا بدون من"
علیرضا داودنژاد برای فیلم "مرهم"
محمد بزرگ نیا برای فیلم "راه آبی ابریشم"
اصغر فرهادی برای فیلم "جدایی نادر از سیمین"
رضا میرکریمی برای فیلم "یه حبه قند"
 
* نامزدهای بهترین فیلمنامه اورژینال
علی رفیعی برای فیلم "آقا یوسف"
فرشته طائرپور- نگار آذربایجانی برای فیلم "آینه‌های روبرو"
امیر عربی برای فیلم "سعادت آباد"
اصغر فرهادی برای فیلم "جدایی نادر از سیمین"
پیمان قاسم خانی برای فیلم "ورود آقایان ممنوع"
 
* نامزدهای بهترین فیلمنامه اقتباسی
 
بهرام توکلی برای فیلم "اینجا بدون من"
محمدعلی طالبی برای فیلم "باد و مه"
محمدعلی طالبی- محمدرضا یوسفی برای فیلم "علفزار"
 
* نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول مرد
 
سعید پورصمیمی برای فیلم "یه حبه قند"
مصطفی زمانی برای فیلم "قصه پریا"
رضا عطاران برای فیلم "اسب حیوان نجیبی است"
رضا عطاران برای فیلم "ورود آقایان ممنوع"
 پیمان معادی برای فیلم "جدایی نادر از سیمین"
مهدی هاشمی برای فیلم "آقا یوسف"
 
* نامزدهای بهترین نقش اول زن
 
ویشکا آسایش برای فیلم "ورود آقایان ممنوع"
ساره بیات برای فیلم "جدایی نادر از سیمین"
غزل شاکری برای فیلم "آینه‌های روبرو"
لادن مستوفی برای فیلم "گلچهره"
فاطمه معتمدآریا برای فیلم "اینجا بدون من"
 
* نامزدهای بهترین نقش مکمل مرد
 
حامد بهداد برای فیلم "انتهای خیابان هشتم"
آریا بهرام‌‌نژاد برای فیلم "بالابان"
شهاب حسینی برای فیلم "جدایی نادر از سیمین"
بابک کریمی برای فیلم "جدایی نادر از سیمین"
حسین یاری برای فیلم "سعادت آباد"
 
* نامزدهای دریافت بهترین نقش مکمل زن
 
مهناز افشار برای فیلم "سعادت آباد"
نگار جواهریان برای فیلم "اینجا بدون من"
ریما رامین‌فر برای فیلم "یه حبه قند"
سهیلا رضوی برای فیلم "یه حبه قند"
هنگامه قاضیانی برای فیلم "سعادت آباد"
 
* نامزدهای دریافت بهترین فیلمبرداری
 
محمد آلادپوش برای فیلم "سعادت آباد"
حمید خضوعی ابیانه برای فیلم "اینجا بدون من"
فرشاد محمدی برای فیلم "کوچه ملی"
نادر معصومی برای فیلم "مرگ کسب و کار من است"
تورج منصوری برای فیلم "33 روز"
         
* نامزدهای دریافت بهترین تدوین
 
حسن حسن‌دوست – نیما حسن‌دوست برای فیلم "آسمان محبوب"
مصطفی خرقه‌پوش برای فیلم "راه آبی ابریشم"
بهرام دهقانی برای فیلم "اینجا بدون من"
معصومه شاه‌نظری برای فیلم "مرهم"
محمد‌رضا موئینی برای فیلم "سعادت آباد"
 
* نامزدهای دریافت بهترین موسیقی متن
 
ستار اورکی برای فیلم "کوچه ملی"
فریدون شهبازیان  برای فیلم "گلچهره"
محمدرضا علیقلی برای فیلم "یه حبه قند"
علیرضا کهن‌دیری برای فیلم "سیزده 59"
کارن همایونفر برای فیلم "جرم"
 
* نامزدهای دریافت بهترین طراحی صحنه
 
بهزاد آدینه‌زاده برای فیلم "گلچهره"
محسن شاه‌‌ابراهیمی برای فیلم "یه حبه قند"
پروین صفری برای فیلم "راه آبی ابریشم"
آتوسا قلمفرسایی برای فیلم "اینجا بدون من"
کیوان مقدم برای فیلم "جدایی نادر از سیمین"
 

* نامزدهای دریافت بهترین طراحی لباس
 
بهزاد کزازی برای فیلم "علفزار"
ژیلا مهرجویی برای فیلم "آدمکش"
اصغر نژاد ایمانی برای فیلم "مهتاب روی سکو"
منصوره یزدان‌جو برای فیلم "انتهای خیابان هشتم"
 
* نامزدهای دریافت بهترین صدابرداری
 
پرویز آبنار برای فیلم "ورود آقایان ممنوع"
بهمن اردلان برای فیلم "یه حبه قند"
عباس رستگارپور برای فیلم"33 روز"
محمود سماک‌باشی برای فیلم "جدایی نادر از سیمین"
مهران ملکوتی برای فیلم "خیابان‌های آرام"
 
* نامزدهای دریافت بهترین صداگذاری
 
پرویز آبناربرای فیلم "ورود آقایان ممنوع"
محمدرضا دلپاک برای فیلم "جدایی نادر از سیمین"
محمدرضا دلپاک– حسین مهدوی برای فیلم "خیابان‌های آرام"
امیر حسین قاسمی برای فیلم "اینجا بدون من"
حسین مهدوی برای فیلم "33 روز"
 
* نامزدهای دریافت بهترین چهره‌پردازی
 
عبدالله اسکندری برای فیلم "یه حبه قند"
کامران خلج برای فیلم "33 روز"
محسن دارسنج برای فیلم "مرگ کسب و کار من است"
محمد قومی برای فیلم "جرم"
سعید ملکان برای فیلم "راه آبی ابریشم"
 
* نامزدهای دریافت بهترین جلوه ویژه بصری
 
سیدهادی اسلامی – امیر سحرخیز برای فیلم "گلوگاه شیطان"
کامران سحرخیز برای فیلم "یه حبه قند"   
امیررضا معتمدی برای فیلم "راه آبی ابریشم"
امیررضا معتمدی برای فیلم "33 روز"
حسین نجفی برای فیلم "بالابان"
 
* نامزدهای دریافت بهترین جلوه‌های ویژه میدانی
 
اصغر پورهاجریان برای فیلم "سفر سرخ"
محسن روزبهانی برای فیلم "خاک و آتش"
محمد جواد شریفی راد برای فیلم "سیزده 59"
عباس شوقی برای فیلم "خیابان‌های آرام"
نجف فتاحی برای فیلم "راه آبی ابریشم"
   
* نامزدهای دریافت بهترین کارگردانی فیلم اول
   
نگار آذربایجانی برای فیلم "آینه‌‌های روبرو"
امیر ثقفی برای فیلم "مرگ کسب و کار من است"
فردین صاحب‌الزمانی برای فیلم "چیزهایی هست که نمی‌دانی"
سیدرضا صافی برای فیلم "بالابان"
حمید فرخ‌نژاد برای فیلم "سفر سرخ"
 
* نامزدهای دریافت بهترین فیلم اول
 
علی اکبر ثقفی – مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برای فیلم "مرگ کسب و کار من است"
منیژه حکمت- مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برای فیلم "چیزهایی هست که نمی‌دانی"
سیدرضا صافی برای فیلم "بالابان"
حمید فرخ‌نژاد برای فیلم "سفر سرخ"
فرشته طائرپور برای فیلم "آینه‌های روبرو"


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 14:21  توسط مهبان  | 

شهاب حسینی : نقطه سر خطیم !

شهاب حسینی :  نقطه سر خطیم ! 


گفتگوی روزنامه هفت صبح با شهاب حسینی 


                                                                لینک 


** گفتگوی شهاب حسینی را در صفحات 13 و 19 بخوانید برای خواندن این گفتگو حتما باید عضو سایت روزنامه هفت صبح باشید .

+ نوشته شده در  شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 1:24  توسط مهبان